درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
حرف دل و دلتنگی
این وبلاگ در تاریخ 22آبان91کلیک خورد.امیدوارم که بتونم حرف دل خودم و شما رو بزنم شاید کسی درکم کرد
یک شنبه 10 دی 1391برچسب:, :: 22:16 :: نويسنده : گمنام
من خیلی سوتی دادم حالا بدترینشون: شب خاستگاریم بود آیفون زنگ خورد خودشون بودن!! منم کلی حول شدمو رفتم بازکنم آیفونو برداشتمو گفتم الو!!!!!!!!!!!! یک شنبه 10 دی 1391برچسب:, :: 22:15 :: نويسنده : گمنام
یک شنبه 10 دی 1391برچسب:, :: 22:14 :: نويسنده : گمنام
اول دبستان بودم.رفتم سر صف صبح گاهی یه متن خوندم.متن که تموم شد مربی پرورشی مون دم گوشم گفت بگو صلوات.منم که منظورشو نفهمیدم گفتم:اللهم صلی علی محمد و آل محمد یک شنبه 10 دی 1391برچسب:, :: 22:13 :: نويسنده : گمنام
یه روز با دو تا از دوستام داشتیم تو حیاط دانشگاه که خلوت بود راه میرفتیم دیدیم که ی ماشین شاسی بلند خیلی خوشگل پارک کردن تو حیاط ما داشتیم از کنارش رد میشدیم منم با خنده به دوستام گفتم ای وای بچه ها دیدین چی شد سوییچ ماشین خوشگلم جا گذاشتم آقا همین که من اینو گفتم ماشین صدا داد روبرو رو که نگاه کردیم دیدیم دو تا پسر خوشتیپ دارن از روبرو میان و اونا بودن که دزدگیر ماشین رو زدن منم کم نیاوردم گفتم نه بچه ها مثل اینکه سوییچ رو آوردم دوستام و دوتا پسرا از خنده ترکیدن صفحه قبل 1 صفحه بعد |
|||
![]() |